عضویت در خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه قلب های سبز و آگاهی از آخرین اخبار، اطلاعیه ها و کمپین ها، ایمیل خود را وارد نمایید.

 

جنسيت و آموزش

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای)

مقدمه:

در بسیاری از مناطق جهان، هموار کردن راه های تحصیل و توجه به مقاطع تحصیلات تکمیلی یکی از سیاست های مهم سال های اخیر دولت ها، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، بوده است که نتیجه شناخت تاثیر آموزش در توسعه اقتصادی و اجتماعی است. اما علی رغم پيشرفت هايي كه طي سال هاي گذشته در وضع آموزش جهاني رخ داده هنوز هم ميليون ها نفر بي سواد در دنيا وجود دارد كه اغلب بزرگسالان آن را زنان تشكيل مي دهند.
سازمان ملل متحد با اعلام دهه زن در سال هاي 85 – 1976 سعي در نهادينه كردن جايگاه زنان در برنامه هاي آموزشي نمود. هدف اصلي برنامه ها در اين دوران با شعارهايي به شكل زير تعيين شد: اگر قرار است دنيا به هدف آموزش همگاني نائل شود آموزش دختران در اين امر ضرورت پيدا مي كند زيرا پيشرفت در امر توسعه و كسب دانش و مهارت هاي لازم در همه زمينه ها در گرو آموزش زنان به ويژه دختران است كه تاثير مثبتی در آموزش نسل هاي آينده مي گذارد[1].
ليكن بسياري از جوامع به علت مشكلات اجتماعي و فرهنگي در استفاده از فرصت هاي آموزشي، كمتر توانستند به اين اهداف دست يابند. وجود طرح واره هاي جنسيتي و تسلط فرهنگ ها و خرده فرهنگ هاي خاص با کلیشه ها و تفکیک نقش های جنسیتی در مناطق مختلف جهان، آموزش زنان را به اشكال مختلف تحت تاثیر قرار می دهد.

منافع آموزش زنان:

مطالعات اجتماعي در اغلب جوامع نشانگر آن است كه آموزش موجب بهبود بهداشت و بهره وري مي شود. در معيار‌هاي جهاني با بهره گيري از مفاهيم توسعه و با در نظر گرفتن معيار توليد ناخالص ملي سرانه و نيز شاخص هاي اجتماعي متعددي مانند اميد به زندگي، ميزان مرگ و مير نوزادان و مادران، مجموع زاد و ولد، تاثير ناهمساني جنسي را در آموزش بر اقتصاد و رفاه اجتماعي يك كشور سنجيده اند، نتایج این بررسی ها نشان می دهد که پیامد تحصيلات مادران، سلامتي و تغذيه صحيح كودكان، ميزان مرگ و مير كمتر نوزادان و مادران، فرزندان كمتر با تحصيلات بيشتر و خانواده سالم تر است.
     بررسي رابطه قدرت توليد و رفاه اجتماعي و تحصيلات زنان در دوره ابتدايي يك رابطه خطي مستقيم بين ميزان ثبت نام زنان در مدارس ابتدايي، درآمد ناخالص ملي (GNP) و اميد به زندگي در مردان را نشان می دهد. همچنین يك رابطه خطي معكوس بين ميزان ثبت نام و مرگ و مير نوزادان و نيز ميزان كلي باروري با ميزان ثبت نام زنان در مدارس ابتدايي مشاهده می شود. نكته جالب حاصل از اين مطالعات و تحقيقات اين است كه هرگاه اختلاف تحصيلي ميان دو جنس بيشتر باشد شيب خطوط كمتر است يعني مثلاً در مورد باروري براي كاهش ميزان باروري بايد سطح تحصيلات زنان بالا برود و برابر مردان شود يعني اختلاف تحصيلي ميان دو جنس از بين برود[2].
با این همه آموزش زنان در بسياري از كشورهاي در حال توسعه هنوز بسيار عقب مانده تر از مردان است و همين امر موجب آثار نامطلوبي در رفاه شخصي و ملي در اين كشورها شده است. اين كم توجهي ناشي از علل و عواملي است كه خود به زمينه هاي فرهنگي، اجتماعي در جوامع باز مي گردد، اما مطالعات جامعه- شناسي آموزش با تمرکز بر روي تفاوت هاي طبقاتي و پيشرفت هاي تحصيلي مرتبط با آن تا كنون كمتر به تفاوت هاي جنسيتي و نژادي در امر آموزش پرداخته است.
تاثير آموزش زنان در شاخص های توسعه به تاثيرات مستقيم و غير مستقيم تقسيم می شود اما در هر يك از اين تاثيرات آنچه مهم و قابل توجه است اين است كه كاهش اختلاف تحصيلي (ناهمسانی جنسيتی) بين زن و مرد مي تواند نتايج مثبتي در دستيابي به رفاه اجتماعي و توسعه اقتصادي داشته باشد به عبارت ديگرمیزان تحصيلات زنان و اختلاف تحصيلي ميان دو جنس عامل تعيين كننده رفاه اجتماعي و رشد اقتصادي هستند. شكاف ميان دو جنس در آموزش، آثار منفي قابل توجهي در توسعه به جاي مي گذارد لذا درك علت ايجاد اين شكاف و فاصله مي تواند در ارائه راهبردهايي در جهت كاهش اين فاصله مهم و اساسي باشد.

شكاف ها و تفاوت هاي تحصيلي دختران و پسران:

والدين و جامعه از همان دوران كودكي با دخترها و پسرها به شكل متفاوتي رفتار مي كند و كودكان در سنين 5-4 سالگي نقش ها و رفتارهاي كليشه اي جنسيتي را مي شناسند غالباً مدارس نيز اين باورها را تقويت كرده و موجب ايجاد تفاوت هايي در دو جنس در باره انتظارات از شغل و حرفه مي گردند كه در نهایت منجر به تفاوت در دسترسي به تحصيل مشاغل مي شود. با وجود اين كه امروزه بر برابري جنسيتي تاكيد مي شود ولي معلمين به پسرها در مقايسه با دخترها توجه بيشتري نشان مي دهند. هرچند دخترها در دوره ابتدايي در اكثر فعاليت ها ماهرتر از پسرها هستند، معلمين پسرها را براي كسب چنين مهارت هايي بيشتر آموزش مي دهند در حالي كه گرچه دخترها براي توسعه مهارت هاي اكتشافي نياز به آموزش بيشتري دارند ولي از اين بابت مورد توجه قرار نمي گيرند چون، كسب آن اغلب از طريق بازي ممكن به نظر مي رسد ولي متاسفانه به هنگام ورزش و بازي نيز دختران به سمت فعاليت هاي مناسب با جنسيت سوق داده مي شوند[3].
در مقاطع تحصيلي اوليه در سطح ابتدايي و راهنمايي عموماً دختران در كسب نمرات بالا موفق تر از پسران ظاهر مي شوند و در سطح دبيرستان هم اگر چه دختران و پسران از نظر ميزان و پيشرفت تحصيلي فاصله زيادي با هم ندارند اما ثبت نام و ادامه تحصيل آنها در رشته هاي مختلف با يكديگر فرق مي كند. در حقيقت تفاوت اصلي در موضوعات تحصيلي انتخابي است که باعث می شود در دوران دبيرستان تفاوت هاي جنسيتي در پيشرفت هاي دانش آموزان به وجود آید. در اين دوران دختران نسبت به توانايي هاي رياضي خود بي اعتماد مي شوند (برعكس پسرها) و علائق شغلي در آنان كمرنگ مي شود در حالي كه توجه پسران بيشتر به شغل و حرفه آينده خود متمركز مي شود[4].
در سه دهه گذشته در ایران اين تفاوت ها به شكل گسترده و قابل ملاحظه اي وجود داشت دختران از انتخاب برخي رشته هاي تحصيلي در مقاطع فنی و حرفه ای و نیز تحصیلات عالی(بدليل اختصاصي بودن برخي رشته ها براي پسران و يا سهميه بندي جنسيتي) محروم بودند و لذا در دوره دبيرستان هم بيشتر به سمت رشته هايي كه امكان ادامه تحصيل در آن وجود داشته و يا به طور كلي به عنوان رشته های زنانه تقسيم بندي شده بودند (خیاطی، مامایی، پرستاری، دبيری، ...) سوق داده مي شدند. امكان انتخاب رشته و تحصيل در بسياري از رشته ها (هوا- فضا، دامپزشكی، مهندسی معدن، قدرت، زمین شناسی، مكانيك و ...) يا غيرممكن بود يا درصد پذيرش آنان بسيار پائين بود (داروسازی 20%، دندانپزشكی 40% و ...). کلیشه های فکری متعددی در ایجاد شکاف جنسیتی در آموزش تاثیر گذارده اند که اهم آنها عبارتند از:
الف) تفاوت هایی ناشي از تصورات مربوط به  نقش هاي از پيش تعيين شده براي زنان و مردان در جامعه. در جوامع مردسالار از آنجا كه مديريت و سرپرستي خانواده جزو نقش ها و وظایف مردان شمرده مي شود محور آموزش هاي دختران در جهت آمادگي براي ايفاي «وظائف زنانه» در زندگي آينده تنظيم مي شود. بسياري از پدرها و مادرها و بسياري از كارفرمايان معتقدند كه دختر سرانجام ازدواج مي كند و تحت تكفل مرد قرار مي گيرد، تلقين اين تصورات به اذهان دختران موجب مي گردد كه آنان براي رسيدن به موفقيت هاي تحصيلی تلاش ننمايند و اين ضعف خود به خود موجب پذيرش مشاغل سطح پائين و بدون آتيه از سوي آنان مي گردد[5].
ب) بخش ديگري از تفاوت هاي تحصيلي ناشي از ديدگاهي است كه تفاوت هاي دختران و پسران را زيست شناختي مي داند و معتقد است كه دخترها بيشتر منفعل، احساساتی، عاطفی و درونگرا هستند و لذا بايد از آموزش هایی برخوردار باشند كه با كاركردهاي اصلي و طبيعي زیست شناختی ايشان يعني ايفاي نقش همسري و مادري هماهنگ باشد، لذا دختران تشويق مي شوند كه زنانه رفتار كنند. اين تفکر رفتارهاي دختران و پسران را كه به شدت تحت تاثير تربيت خانوادگي و اجتماعي است، تحت تاثیر قرار می دهد و عملكرد تحصيلي دختران حتي در سطوح برابر با پسران دست كم گرفته مي شود و مهم جلوه نمي كند. همواره در جامعه از دختران خواسته شده كه آرام، نجيب، سر به زير، ساكت و ... باشند تا به عنوان يك دختر خوب شناخته شوند، لذا دختران هميشه حضور اجتماعي و مشاركت شفاهي كمتري در جلسات اجتماعي، از جمله كلاس هاي درس دارند و به همين علت از سوي معلمين خود منفعل و درون گرا تلقی مي شوند (در حالي كه در آزمون های كتبي معمولاً نمرات بهتری نسبت به پسران هم رده خود كسب مي كنند) به همين علت تحت تاثير پذيري از شيوه ها و برنامه های آموزشي كاملاً جنسيتي شده امكان تحصيل و موفقيت كمتري در رشته های علوم فني و حرفه ای را مي يابند.
 ج) علت ديگر شكاف تحصيلي بين زنان و مردان , مردانه بودن سيستم آموزشي است . اين موضوع خود از دو جنبه قابل بررسی است:
1- سلسله مراتب آموزشي به شدت تحت تسلط مردان است. بررسي آمارهاي مربوط به مديران ارشد، اعضا هيأت علمي دانشگاه ها و برنامه ريزان آموزشي نشان مي دهد كه تعداد مردان در اين زمينه ها بسيار بيشتر از زنان است و در حقيقت زنان در پله هاي پائيني سيستم آموزش قرار دارند (گرچه در بررسي تعداد كل كاركنان نظام آموزش زنان حائز اكثريت اند)[6].
2- علاوه بر شرايط و محدوديت هاي ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر در برخي رشته ها، كتاب ها و متون درسي تنظيم شده در تمام سطوح تحصيلي، به شدت نقش هاي جنسيتي را تصوير مي كنند، لذا ادامه تحصيل و دستيابي به سطوح بالاي موفقيت تحصيلي براي دختران كم اهميت يا بي اهميت جلوه مي كند و آنان را جهت كسب نقش ها و مشاغلي كه صلاحيت هاي خود را در آن جهت مي بينند ( نقش هاي زنانه ) سوق مي دهد[7].
القاي الگوهاي كليشه اي و تاكيد بر ارزش گذاري تصاوير كتب درسي به نفع نقش هاي مردانه در نقش پذيري ذهني دانش آموزان بويژه دختران در تعيين مشاغل آينده موثر است. حتی به نظر مي رسد در مناطق محروم تر، تدريس اين گونه كتاب ها از جهت اجتماعي كردن اثري به مراتب قوی تر بر رفتار كودكان دارد. كتاب هاي درسي از جمله موثرترين عوامل انتقال هنجارها، ارزش ها و عقايد مبتنی بر تبعيض جنسيتي اند. در تحليل هايی كه روی كتب درسي دوره ابتدایی در ایران صورت گرفته  تصاوير زنان و مردان در كتاب های هر درس شمارش و در جداولي مورد مقايسه قرار گرفته است. نتايج نشان مي دهد كه به طور كلی مشاغل زنان و مردان در اين كتاب ها به 5 گروه تقسيم شده اند:
o مشاغل خانگي ( آشپزی، نگهداری از خانه و ... )
o فعاليت هاي تربيتي كودكان ( ارتباط بزرگسالان با كودكان )
o فعاليت هاي حرفه اي
o فعاليت هاي سياسي و اجتماعي
o فعاليت هاي گذران اوقات فراغت
تجزيه و تحليل تصاوير مرد و زن در كتب درسي دوره ابتدايي نشان مي دهد:
o در كتب فارسي گرچه تصاوير زنان سه برابر مردان است ولي هر چه از پايه اول به پنجم نزديك مي شويد از درصد تصاوير زنان كاسته مي شود بطوريكه در كتاب كلاس پنجم تصاوير غالباً مربوط به مردان است.
o در كتب رياضي در كليه پايه ها تصاوير مردان دو برابر زنان است.
o در كتب علوم تجربي درصد تصاوير مردان سه برابر زنان است.
o در كتب ديني تصاوير مردان پنج برابر زنان است.
o در كتب تعليمات اجتماعي بيشترين درصد (82%) مربوط به مردان و فقط (18%) اختصاص به زنان دارد.
o از نظر حضور فرد در منزل و محل كار نيز بررسي انجام شده نشان مي دهد كه درصد تصاوير مردان نسبت به زنان در محل كار حدود 4 برابر است و در كتاب هاي تعليمات اجتماعي كه بايد بيشتر به ارائه شغل ها و الگوهاي اجتماعي بپردازد حضور زنان 4/1 مردان مي باشد و زنان در مقايسه مردان بيشتر داخل خانه تصوير شده اند. اين نتايج نشان مي دهد كه كتاب هاي درسي زن را موجودي صرفاً در چهارچوب خانه و مردان را موجوداتي منحصر به بيرون خانه تصوير و معرفي كرده اند در حقيقت اين تصاوير حاوي اين پيام براي كودكان است«زنان مشاركت كمتري در صحنه هاي اجتماعي دارند و كارهاي كم اهميتي تري نسبت به مردان انجام مي دهند»[همان].
به طور كلی در تصاوير كتب ابتدائي نوعي نگرش مردسالارانه وجود داشته و در حقيقت فرهنگ مذكر بر اين كتب حاكم است. اين نگرش نه تنها به ضرر زنان بلكه به ضرر مردان نيز هست. بها دادن بيشتر به نيروي كار مردان مي تواند باعث از دست دادن نيروي زنان واز بين رفتن انگيزه رقابت و كار در بين زنان باشد به اين صورت زنان پنداره هاي منفي از خود را گسترش داده و به سوي مصرف گرايي روي مي آورند كه باعث خروج نيروي عظيمي از خدمت رشد و توسعه جوامع می گردد.
د) بخش چهارم تفاوت ها و شكاف تحصيلي جنسيتي ناشي از هزينه ها و منافع متفاوت آموزش دختران و پسران است به ويژه آن كه منافع حاصل از آموزش دختران اغلب عمومی است در حالي كه بسياري از هزينه هاي آن شخصي است و اين قضيه به كاهش سرمايه گذاري در آموزش زنان و شكاف تحصيلي بين دو جنس منجر مي شود. مطالعات انجام شده نشان مي دهد كه به مسأله آموزش در خانواده ها مانند ساير مسائل شخصي و خانوادگي نگريسته مي شود وچون كساني كه بار سرمايه گذاري خصوصي در آموزش زنان و دختران را به دوش دارند اغلب از دريافت تمامي منافع سرمايه گذاري خود وا مي مانند(به اين علت كه بازده آموزش زنان بيشتر اجتماعي است تا خصوصي) لذا تصميم گيرنده بر اساس منابع صرف شده خانواده براي آموزش و مخارج ويژه مربوط به مدرسه، منافع و مخارج را مي سنجد. هزينه ها شامل هزينه هاي مستقيم است، ولي معمولا بخشي از هزينه ها كه غير مالي و هزينه هاي فرصتي مي باشند نيز در خانواده ها به حساب آمده و مورد سنجش قرار مي گيرند[8].
از آنجا كه پنداشت والدين از منافع داشتن تحصيلات پسران و دختران متفاوت است و بازده هاي مورد انتظار از فرستادن دختران به مدرسه جبران هزينه ها را نمي كند سرمايه گذاری در آموزش آن ها بيهوده به نظر مي رسد حتي در بعضي جوامع كه هزينه هاي تحصيلي دولتي است و يا تحصيل رايگان است نگراني از سلامت جسمي و رواني دختران (هزينه های اجتماعی - فرهنگی) و يا هزينه هاي فرصت هاي از دست رفته كاري(به سبب آموزش های رسمي)، موجب كاهش تمايل به سرمايه گذاری در آموزش دختران مي گردد. در حقيقت علاوه بر هزينه هاي مالي هزينه های روانی يا غير مالی نيز در امر آموزش دختران مهم جلوه می كند.

سخن آخر

هر چند تعيين سطح مطلوب سرمايه گذاری برای آموزش، تابع ميزان تقاضای افراد است، اما در برنامه ريزي تامین سرمایه و نیروی انسانی برای توسعه، نياز بخش های مختلف اقتصادی و اجتماعی شاخص تعيين كننده ی ميزان بهينه سرمايه گذاري آموزشي است[9].
مطالعات متعدد انجام شده در زمينه آموزش زنان حاكي از آن است كه تحصيل دختران در توليد سرمايه انساني نقش مؤثري دارد. « بهبود وضع آموزش زنان با افزايش سرمايه گذاري در نيروي انساني همبسته است. تحصيلات مادر تندرستي كودكان را بهبود می بخشد»[10]. البته منافع آموزش دختران به اين موارد محدود نيست مي توان آثار اجتماعي گسترده اي را براي آن شمرد از جمله دانش آموختگي زنان با زاد و ولد، تحرك منطقه اي تحرك شغلي و موفقيت تحصيلي فرزندان همبسته است. به اين ترتيب افزايش تقاضاي تحصيل دختران تا زماني كه كل جامعه از منافع آن بهره مند مي شوند براي سرمايه گذاري توجيه دارد. سرمايه گذاري در آموزش زنان آنان را به تغيير كار از خانگي به دستمزدي تشويق مي كند. كار بازاري در درآمد ملي و متعاقباً توليد ناخالص ملي محاسبه مي شود بنابراين از آنجا كه آثار خارجي آموزش زنان بيش از مردان است سرمايه گذاري در اين زمينه براي جامعه كار آمدتر است[11].
تحصيلات، زنان را در استيفاي حقوق خود و بهره مندی از حق مالكيت كمك مي كند، محاسبات روزانه و انجام حسابهاي خانه، حق رأی و ... كه ناشی از شناختن حقوق و تلاش در جهت استيفاي آن است همه منافع بلند مدتي را براي خانواده ، خود زنان و جامعه ای که در آن زندگی می کنند به ارمغان می آورد.

فتانه حاجیلو

منابع و ماخذ:

1-  بی نام، 1373. راهبردهايي در راستاي ترويج آموزش دختران، يونيسف.
2- كينگ، اليزابت و همکاران،1376. نگاهي بر آموزش زنان در كشورهاي در حال توسعه، مترجم دكتر غلامرضا آزاد، تهران، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.
3- خسروی، زهره 1381. روانشناسي جنسيت،تهران، دانشگاه الزهرا.
4- هايد، ژانت،1377. روانشناسي زن، مترجم بهزاد رحمتي، تهران، انتشارات لادن.
5- والاس، كلر و پاملا ابوت، 1380. جامعه شناسي زنان، تهران، نشرني.
6- بی نام، 1380. گزارش عملکرد دولت 84-1376.
7- صداقت، سعيد و زهرا زاهد، 1374. نقش هاي جنسيتي در تصاوير كتاب هاي دروسي دوره ابتدايي، فرزانه شماره 5، بهار74.
8- رجوع کنید به منبع 2.
9- كارنامه حقيقي، حسن و نعت اكبري، 1384، بررسي مشاركت زنان در تقاضاي اجتماعي براي آموزش عالي در ايران ، پژوهش زنان دوره 3 شماره 1 ، صفحه 100 – 69 .
10- مصطفوی، سيدفرخ، 1385، تحصيلات ما در مرگ و مير كودكان زير يك سال در ايران ، نامه انجمن جمعيت شناسي ايران سال يكم شماره 1، صفحه 19 – 6 .
11- عمادزاده، مصطفی، 1382، اهميت سرمايه گذاری در آموزش زنان، پژوهش زنان دوره 1 شماره 7، صفحه 140– 115.

تعداد بازدید 664 دفعه

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جستجو